تبليغاتX
اشتهارد. چهار محله

اشتهارد. چهار محله

 

سلام

نظرت چیه؟هان؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 18:50  توسط رضا  | 


روستای انار در استان اردبیل ودر شهرستان مشگین شهر واقع شده است.این روستا دارای جاذبه های طبیعی بسیار می باشد اضافه کنم که این روستا تاریخی و قدمتی 2000 ساله دارد.این روستا اثار باستانی ازقبیل قلعه بربروکوه دیده بان و...شامل می باشد.ناگفته نماند که این روستا یک روستای توریستی می باشد


و اما  درخت چنار که قدمت آن خیلی زیاد می باشد.

 


 







گاو مـــــــــــا مــــــــــا می کرد...
گوسفند بـــــع بـــــع می کرد …
سگ واق واق می کرد و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی …
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.
او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.
او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند…
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند…..امروز خط ایرانسل حسنک زنگ خورد.دوست حسنک احمدرضا پشت خط بود.احمدرضا به حسنک گفت امروز پارتی یادت نره.حسنک گفت بابا اب داد.بابا پول نداد.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد .کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پطروس چت می کرد.پطروس همیشه پای کامپیوترشنشسته بود و چت می کرد.پطروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند.
پطروس در حال چت کردن غرق شد…....
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود.ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را درآورد .ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد...
کبری و مسافران قطار مردند…
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود.
الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند….
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد...
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد…
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.
اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیکر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.نقطه سر خط..........



ضمنا اگه جک ها بيمزه است به خوشمزگي خودتون درستش کنيد

يارو سکه میندازه صندوق صدقات ٬ سوارش میشه

---------------------------------------------------------------

دو تا اصفهاني دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه ميكشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا كن

---------------------------------------------------------------

عروس ميره گل بچينه ، شهرداری ميگیرتش

---------------------------------------------------------------

طرف خودشو میمالیده به سپر ماشین ! میگن چی کار میکنی بابا, میگه دارم اوقاتمو سپری میکنم

---------------------------------------------------------------

یکی زنگ ميزنه 118 ميگه شماره غضنفر رو داريد يارو ميگه نه ، ميگه پس من ميگم تو يادداشت كن داشته باشی

---------------------------------------------------------------

به یارو میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم

---------------------------------------------------------------

اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست و پا می زنه، فکر نکن با دمپائی زدنش... داره به قیافه تو می خنده

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره برای عضو شدن تو بسیج مسئول ثبت نام ازش می پرسه معنی قدس سره الشریف یعنی چی؟ غضنفر یه خورده فکر می کنه میگه همون دمش گرم خودمونه دیگه

---------------------------------------------------------------

يارو ميره خواستگاري، از دختره خوشش نمياد، به باباي عروس ميگه : ما ميريم يه دور ميزنيم ، بر مي‌گرديم ، راستی تا ساعت چند بازيد ؟

---------------------------------------------------------------

يه بنده خدا پتروس فداكار رو با دهقان فداكار قاطي مي‌كنه، ميره انگشت مي‌كنه تو باسن راننده قطار

---------------------------------------------------------------

یارو با دختره دوست می شه می گه ببخشید اسم شما چیه؟ دختره می گه من اسمم شراره است ولی بچه ها صدام می کنن شراب. طرف می گه : منم اصغرم بچه ها صدام می کنن عرق سگی

---------------------------------------------------------------

يه دفعه دو تا هزار پا همديگر رو بغل ميکنن ميشن زيپ

---------------------------------------------------------------

يه نفر ميره جوراب فروشي ميگه آقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه:مردونه ؟يارو دست ميده ميگه: مردونه

---------------------------------------------------------------

يه يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟ يارو ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم

---------------------------------------------------------------

از طرف مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

---------------------------------------------------------------

پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟

---------------------------------------------------------------

به تركه ميگن: چرا قبض آب و برقو دوست داري، ميگه: چون روش نوشته: مش ترك گرامي

---------------------------------------------------------------

دختره ميره تعليم رانندگي ... ازش ميپرسند چطور بود ؟ ميگه : بد نبود ! اما معلمش خيلي مذهبي بود. ميگن : واسه چي؟ ميگه : والا من هر كاري ميكردم هر جايي ميپيچيدم ميگفت : يا اباالفضل ...يا حضرت عباس...يا امام حسين

---------------------------------------------------------------

تست فيزيك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟ 1- بد نيست 2- خوب است 3- الحمدالله 4- تو خوبي؟

---------------------------------------------------------------

يه نفر يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

---------------------------------------------------------------

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد

---------------------------------------------------------------

تست هوش : به 750 گرم میگن چی؟؟؟ ........... ميگن نیم کیلو و نیم

---------------------------------------------------------------

بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند

---------------------------------------------------------------

يه نکته جدی : ترجيح مي دم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم - مارلون براندو

---------------------------------------------------------------

شرمنده ، بی ادبيه ولی ..... از فردا طرح قهوه ای ايرانسل در سراسر کشور : فقط با پرداخت صد هزار تومان هر گوهی ميخواهيد بخوريد

---------------------------------------------------------------

آيا ميدانستيد که بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است !

---------------------------------------------------------------

يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب

---------------------------------------------------------------

به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو

---------------------------------------------------------------

توصيه دخترانه : اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اينجوری تو ميتونی بدوی ولی اون نميتونه

---------------------------------------------------------------

چند نفر اکيپي ميرن کوه نوردي شب خواب بودن ديدن يکي داد مي زنه جرج جرج... ميگن: ما اينجا جرج نداريم که! خلاصه مي خوابن صبح پا مي شن ميبينن ترکه رو گرگ خورده

---------------------------------------------------------------

به ملانصرالدين ميگن جوان ها شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز

---------------------------------------------------------------

يه روز يه پسره رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه پس چرا نميارين بخوريم؟

---------------------------------------------------------------

پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل پاك و معصوم است

---------------------------------------------------------------

پشت کنکوريه نذر میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،،ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا

---------------------------------------------------------------

معلم از شاگردش مي پرسه: 5 + 5 چند ميشه؟شاگردش يه كم فكر ميكنه ميگه 11 معلم ميگه: احمق دستتو از جيب شلوارت در بيار ، دوباره با انگشت بشمار!

---------------------------------------------------------------

ميدوني به يه دختر خوشگل كه لباس خواب پوشيده چي ميگن؟.............. ميگن : شب بخير

---------------------------------------------------------------

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري مي‌پوشند / گرگ‌هايي كه لباس پدري مي‌پوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر مي‌سنجند / عشق‌ را همه با دور كمر مي‌سنجند / خب طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسد / عشق‌هايي كه سر پيچ خيابان برسد

---------------------------------------------------------------

دختره تو جلسه خواستگاری يه باد صدا دار ازش در ميره ، داماد از بس ميخنده مي افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسيمی آمد و گلی بر باد رفت

---------------------------------------------------------------

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

---------------------------------------------------------------

پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟

---------------------------------------------------------------

يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

---------------------------------------------------------------

يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

---------------------------------------------------------------

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه

---------------------------------------------------------------

يه پسره به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

يه برره ای میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

---------------------------------------------------------------

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

---------------------------------------------------------------

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

---------------------------------------------------------------

يارو زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

---------------------------------------------------------------

يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم

---------------------------------------------------------------

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

---------------------------------------------------------------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ، سينه ميزنه

---------------------------------------------------------------

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !

---------------------------------------------------------------

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

---------------------------------------------------------------

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

---------------------------------------------------------------

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم

---------------------------------------------------------------

اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر يه روز تيک ميگيری ، لباسهای شيک ميگيری ، بابات را ميکنی کچل ، تا بينی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ ميزنی ، عينک رنگ رنگ ميزنی ، اين دل و اون دل ميزنی ، هي به موهات ژل ميزنی ، جنس لباسات تريکو ، موزيک فقط از انريکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ، با اشوه های شُتری ، ميشينی پشت موتوری ، تو خيالت خيلي تکی ، فکر ميکنی با نمکی ، خوشی با اين تيپ خفن ، حالا قشنگی مثلا ؟

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

---------------------------------------------------------------------

اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوری سوزن را نخ ميکنيم شما چطوری ؟

----------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 22:9  توسط رضا  | 

اشتهارد خودمون


يُعرَفُ الصّديقُ الوفيُّ عِندَ الشُّدائد.

(شناخته ميشود دوست خوب هنگام سختي)



///////////////////////////////////////////

اِشتِهارد یکی از شهرهای استان تهراندر ایران است. این شهر در بخش اشتهارد شهرستان كرج قرار دارد.

اشتهارد شهری است خشک و کویری در ۱۰۰ کیلومتری تهران و ۶۳ کیلومتری کرج. این شهر علاوه بر شهر قدیمی اشتهارد دارای یک مجموعه بزرگ صنعتی با نام شهر صنعتی اشتهارد نیز می‌باشد.

مردم بومی اشتهارد به گویشی از زبان تاتي با لهجه خاص اشتهاردی که بازمانده زبان قدیم منطقه ماد یا زبان آذري می‌باشد سخن می‌گویند.\

موقعیت

اشتهارد از توابع شهرستان کرج و جزء استان تهران در /۲۲ و ۵۰ طول شرقی و /۴۳ و ۳۵ عرض شمالی قرار دارد. با شهر تهران ۱۰۰ کیلومتر و با شهر کرج ۶۳ کیلومتر فاصله دارد. این شهر در یک منطقه نسبتاً کویری با آب و هوای نیمه خشک واقع شده‌است. مساحت آن متجاوز از ۸۰۰کیلومتر مربع و در مسیر جاده تهران به استان‌های غربی ایران واقع است. مطابق آخرین سرشماری، جمعیت آن ( حالا ميگم ) نفر است. از طرف شمال به ارتفاعات «حلقه‌دره» و محدوده شهرستان نظر آباد و از طرف جنوب به ارتفاعات «قزل‌باش» و محدودهٔ شهر ملارد و از طرف شرق به رود خانه شور و محدوده شهر کرج و از طرف غرب به محدوده شهر بوئين زهرا محدود می‌شود.

در سال ۱۳۳۱ در اشتهارد شهرداری تأسیس شده ولی تا پیروزی انقلاب اسلامی در آن پیشرفت چندانی بوجود نیامد. پس از انقلاب اسلامی شهر به سرعت روبه پیشرفت گذاشته و اخیراً با احداث بزرگترین شهرک صنعتی کشور در این منطقه که ظرفیت آن حدود دو هزار واحد صنعتی کوچک و بزرگ می‌باشد سرعت رشد شهر افزایش یافته و به منطقه‌ای مهاجر پذیر تبدیل گردیده که جمعیت زیادی از مناطق مختلف در آن سکونت یافته‌اند.

سوابق تاریخی

با توجه به اشیاء عتیقه‌ای که از زیر خاکهای «دیده بان» با خط كوفي و غیره به دست آمده، به نظر می‌رسد که قصبه اشتهارد حداقل در قرن‌های دوم و سوم وجود داشته‌است.

بعضی از مردم اشتهارد عقیده دارند که در گذشته این سرزمین تبعیدگاه بوده‌است.

محلات شهر اشتهارد

شهر اشتهارد دارای هفت محله قدیمی به نامهای پایین محله (جیر محله)، محله صیادیه، محله قاضیان، چال محله (چله محله)(محله ي قديميمون)، فارچی آباد (پارچی آوا)، خیابان بزرگ (پیله خیاوون)، خیابان کوچک (خوردک خیاوون) و همچنین از محلات کوچکتر می‌توان از ام اصغر، رضه، چول و پشت قلعه را نام برد.

بعد از انقلاب شهرک‌هایی بنام‌های شهرک وحدت، شهرک طالقانی و شهرک الغدیر (محله ي خودمون)در اشتهارد احداث شده‌است. هر کدام از این محلات دارای مسجد، حمام و گورستان اختصاصی می‌باشند و سه محله دارای یک تكيه برای عزاداری امام حسين می‌باشد که یکی از آنها ساختار قدیمی دارد و احتمالاً از دوره صفویه‌است.

مناطق و دهستانهای اطراف اشتهارد

در اطراف اشتهارد مناطق و دهستانهایی بنام‌های مرادتپه(دارای ۲ تپه باستانی به نامهای پیله تپه و خوردیکه تپه)، صحت آباد، جعفرآباد، قزل حصار، رحمانیه، مهدی آباد، فرد آباد، مختارآباد، عبدالله آباد، کوشک آوا، مروت آوا، اوپشته، گنگ، جارو، نکوجار، قرقرک (محل دفن فريدون فروغي) و بوجعفر و... مجموعاً به تعداد ۲۲ روستا وجود دارد.

اشتهارد در لغت‌نامه دهخدا

دهخدا در لغت‌نامه خود در صفحه ۲۶۴ در جلد اول می‌نویسد: اشتهارد قصبه بزرگی است از بخش کرج شهرستان تهران، ۷۸۰۰۰ گزی باختر کرج، سر راه کرج به بوئین زهرا، جلگه معتدل، سکنه ۶۲۶۷، شیعه فارس و زبان مخصوص که ریشهٔ آن فارسی است. آب آن از ۲۱ رشته قنات که یکی شیرین و بقیه لب شور است. محصول عمده غلات (گندم و جو) بنشن (خواربار از قبیل نخود، لوبیا، ماش و عدس) چغندرقند، پنبه و جالیز. شغل مردم آن زراعت و کسب صنایع دستی کرباس و پارچه نخ بافی. دارای دبستان شش کلاسه و پاسگاه ژاندارمری و محضر رسمی می‌باشد. بنای امام‌زاده و مسجد و تکیه آن قدیمی است. کارخانه تصفیه پنبه و آسیاب موتوری دارد.

ادامه مطلبو عشق است

اسامي محله هاي قديم و جديد تهران(در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 12:51  توسط رضا  | 

دوست خوب

خسته شدم



تقدیم به کسی که با دنیا عوضش نمی کنم

از معبود عشق می خوام که هیچ وقت
پریشون و چشای نازت
اشک آلود نباشه
یادت نره
دوست دارم
بیشتر از دیروز
کمتر از فردا


ویژگیهای دوست خوب

دوستان خوب یک سری ویژگی دارند که آنها را از دیگران متمایز می کند و سبب می گردد دوستان بیشتری در کنار خود داشته باشند. بنابراین با تغییر رفتار خود به جرگه این افراد بپیوندید.

1

یک دوست خوب حرفهایی که به صورت محرمانه به وی زده شده است را نزد خود نگه داشته و راز دار شما می باشد.

2

وقت شناس بوده و در قرار ملاقات ها و یا میهمانی ها قابل اطمینان بوده و سر موقع حضور می یابد.

3

یک دوست خوب به موفقیت موفقیت و یا دوستان شما حسادت نمی ورزد.

4

یک دوست خوب هنگامی که دچار بیماری و کسالت می گردید با شما تماس گرفته و حالتان را جویا می شود وبه عیادت شما می آید.

5

وی می داند که چه زمانی صحبت و چه زمانی سکوت نموده تنها گوش دهد.

6

هنگامی که حالتان مساعد نبوده و یا دل و دماغ کاری را ندارید و پکر هستید وی از شما دلخور نمی شود.

7

اگر شما به فضای بیشتری نیاز داشته باشید و یا می خواهید تنها باشید آنها این رفتار شما را طرد شدگی تلقی نکرده و دلگیر نمی شوند.

8

یک دوست خوب همه چیز های بدتان را تحمیل می کند.

9

وقتی نظر او را در مورد مسئله ای جویا شوید با جان و دل و صادقانه نظرات و عقاید خوشد را در اختیارتان قرار می دهد و حتی اگر به نصایحش نیز عمل نکنید ناراحت نمی شود.

10

وی با شما می خندد گریه می کند و کارهای ماجراجویانه انجام می دهد اما به دیگران چیزی در مورد آنها نمی گوید.

11

پیش از سر زدن به منزلتان شما را مجبور نمی کند که خانه را تمیز کنید

12

وی اجازه نمی دهد کسی پشت سر شما و در غیاب شما در موردتان بد گویی کند و به دفاع از شما خواهد پرداخت.

13

شما را به کارهای ماجراجویانه رشد دهنده و پیشرفت در کار تشویق خواهد کرد.

14

هنگامی که خودروی شما دچار نقص فنی گردد شما را به مقصدتان خواهد رساند.

15

روز تولدتان همیشه به یادش بوده و اگر برنامه خاصی برای آن روز تدارک ندیده باشید شما را به بیرون برده و برایتان کیک سفارش می دهد.

16

دوست خوب از شما انتظار ندارد که اتوماتیک وار با عقاید وی در خصوص مسائلی همچون مد لباس باشید. و به عقاید شما حتی اگر بر خلاف عقایدش باشد احترام می گذارد.

17

هیچ گاه شما را نزد دیگران خرد و تحقیر نکرده بلکه همواره به شما احترام می گذارد و در حضور دیگران از شما تعریف می کند.
اگر دوستی را سراغ ندارید که با شما اینگونه رفتار کند شاید یک دلیل آن این باشد که شما نیز با آنان چنین رفتاری تا به حال نداشته اید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 0:4  توسط رضا  | 

شعر اشتهاردي

شاعر اين شعر پايين 7روز پيش به ديار باقي پيوست

روحش شاد

شاعر :والي الله خلج


کشاورز ِ نمونَه بِی بشون قَهوَخونه صحرا حرفها بِمونَه ، خستَگی بَرکَرونَه

ای کشاورز نمونه بیا بریم قهوه خونه حرفهای صحرا (مزرعه) بماند، خستگی در کنیم

قَدیمیون گُذشتُ بِشنَوونَه بعد از جیون همَه سرمشق کرونَه

از گذشت قدیمیها بشنویم بعد از آنها سرمشق بگیریم

ای ساعتی دوستونمون بُووینون قدر نَه چِند ساعَتِمون بِزونون

یک ساعتی دوستانمان را ببینیم قدر این چند ساعتمون را بدانیم

اَنی شینون صحبت شادی کرون شوخی بِجا هَمیون خندون کَرون

بشینیم و صحبت از شادی کنیم با شوخی همه را خندون کنیم

دوستی هامون رنگ صداقت کَرون شوخیهامون رویِ نزاکت کَرون

دوستی هایمان را رنگ صداقت بخشیم شوخیهایمان نزاکت بخشیم

رفاقتِ قدرِ میگو بِزونون ممکنَه کی صَبّا هَنی هِندِگرون نوینون

باید قدر رفاقت را بدانیم ممکنه که فردا دیگر ، یکدیگر را نبینیم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 11:11  توسط رضا  |